عبد الله قطب بن محيى
146
مكاتيب عبد الله قطب بن محيى
كه لفظى نيست كه تفهيم آن را شايد ، ذات آن معنى معنىاى است كه ادراك ايشان به آن متعلّق نمىتواند شد ، چنانچه اگر آن معنى را برهنه از الفاظ به نفس خود در پيش چشم ايشان بازدارند ، البته ايشان آن را نتوانند ديد ! و شعاع بصيرت ايشان از آنكه بر آن افتد همچنان قاصر باشد كه قصور شعاع بصر از افتادن بر طعوم و روايح و امورى كه ادراك آن نه شأن قوّه باصره است . اگر گويد : معانى متشابهات قرآن همانا از اين قبيل است ، مع ذلك به عبارتى متشابه آن را ادا كرده ، تو آن معنى را هر نوع كه باشد ادايى بكن گو به عبارتى متشابه باش ؛ گويم متشابهات قرآن با جلالت آنكه كلام رحمان است دانى كه اهل زيغ با آنچه كردهاند ! تا خود به متشابه ديگرى چه رسد . اگر گويد : چون شرح آن نمىكنى ما را راه نمودى به طريقى كن و سلوكى ما را درآموز كه ما را به آنجا رساند كه چنان معانى توانيم ادراك كرد ؛ گويم : اهلا و مرحبا ، اين يكى بلى ، خوشخوى و كمگوى و بىطمع باش ، راستى در گفتار و درستى در كردار نگاهدار و خمول بر شهرت بگزين و آشنايى با خلق كم كن و ذكر بر دوام مىكن و به چشم عبرت در اشياء مىنگر و صبور باش ؛ چون اين ده خصلت به دستگيرى و در آن استوار شوى ، در فهم آن حقايق كه افاضل بشر دريافتهاند ، بر دل تو اميد هست كه بگشايد و اللّه ولىّ التوفيق . اگر كسى پرسد كه از آن باشد كه به آن مسلك منتهيانه آن سخن را خواهى كه بعضى از منتسبان به كشف مىگويند كه عذاب اهل نار آخرالامر منقطع خواهد شد ، گويم معاذ اللّه كه آن خواهم ، آن سخنى است باطل و اگر صاحب كشفى گفته ، يا كشفى است غلط يا در تأويل كشف خود خطا كرده ! و اگر صاحب نظرى گفته ، در نظرش خطايى افتاده و شبهه را حجت پنداشته ، عذاب اهل نار جاويد باشد و هر روز كه افزايد هكذا الى ابدالآباد ؛ كما قال سبحانه : فَذُوقُوا فَلَنْ نَزِيدَكُمْ إِلَّا عَذاباً « 1 » و قال
--> ( 1 ) . سوره نبأ ، آيه 30 « پس بچشيد كه جز عذاب هرگز [ چيزى ] بر شما نمىافزاييم » .